تبليغاتX
حسین دارابی

***Hossein Darabi*** ***Hossein Darabi***

حسین دارابی
Im Intrested in poem & Web Designing 
قالب وبلاگ

شماره ی تماس : 09378853291

Civil IT Man

شماره کارت :6037991112477959 به نام حسین دارابی


برچسب‌ها: vpn
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 23:18 ] [ حسین ] [ ]
فايل  را از لينك زير دانلود كنيد .


Project_Format.rar - 1.3 Mb
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 9:41 ] [ حسین ] [ ]

فهمیده ام ...

که خیلی وقت ها....

گناه نکردن...

نتیجه ی فراهم نبودن "موقعیت" است .....

توهم "تقوا" برمون نداره...!

[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:37 ] [ علی ] [ ]

+ شعری بسیار زیبا از فریدون مشیری

                                     نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت

                     نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت

              نخستین کلامی که دلهای ما را

به بوی خوش آشنایی سپرد

.

.

.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 19:44 ] [ حسین ] [ ]

قطاری به مقصد خدا ، از زمین به 

راه افتاد و همگان بر آن سوار شدند

 ، در هر ایستگاه که توقف  میکرد 

، تعدادی پیاده میشدند ،وقتی قطار 

در ایستگاه بهشت توقف کرد ،

 همگان پیاده شدند ،چز چند نفر که

 هدفشان را از یاد نبردند، هدف

 رسیدن به خدا بود نه بهشت ، پس

 با دیدن زیبایی ها ، هدفت را

 فراموش نکن..............

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 18:15 ] [ علی ] [ ]

دانلود

i love you

به صد زبان مختلف در دنیا


  http://uploadkon.ir/uploads/c8eae0607123dfea35f59ac96b9d9899.pdf

[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 10:4 ] [ علی ] [ ]
وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود.
وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید…
وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است.
وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست.
وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است.
وقتی کسی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید.
وقتی کسی را دوست دارید، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید.
وقتی کسی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید.
وقتی کسی را دوست دارید، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید.
وقتی کسی را دوست دارید، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید به هر جایی بروید فقط او در کنارتان باشد.
وقتی کسی را دوست دارید، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید.
وقتی کسی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند.
وقتی کسی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد.
وقتی کسی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید.
وقتی کسی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست.
وقتی کسی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست.
وقتی کسی را دوست دارید، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید.
به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور نیست ؟

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 15:18 ] [ علی ] [ ]

دختر کوچولو و پدرش از رو پلي مي گذشتن.ب
پدر يه جورايي مي‌ترسيد، واسه همين به دخترش گفت: عزيزم، لطفا دست منو بگير تا نيوفتي تو رودخونه.ب
دختر کوچيک گفت: نه بابا، تو دستِ منو بگير.ب
پدر که گيج شده بود با تعجب پرسيد: چه فرقی می‌کنه؟
دخترک جواب داد: اگه من دستت را بگيرم و اتفاقي برام بيوفته، امکانش هست که من دستت را ول کنم، اما اگه تو دست منو بگيري، من با اطمينان ميدونم هر اتفاقي هم که بيفته،هيچ وقت دستم رو ول نمي‌کني.ب
در روابط دوستانه،ماهیت اعتمادبه قید و بندهاش نیست؛ به عهد و پیمان‌هاش هست. پس دست کسی رو که دوست داری بگیر،به جای این که توقع داشته باشی اون دست تو رو بگیره.....!ا

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 15:17 ] [ علی ] [ ]

یاد قدیما بخیر کاش امروزم مثل قدیما بود 


پتــــروس،فــَـرار مـــی کند!

کبـــری،تصمیــم نمـــی گیرد!

دهقــان،فــَـداکاری نمـــی کند!

پسر ِ شجـاع،ترسو شده است!

لـــوک،بــَـدشانســی می آورد!

هــادی و هــدی،قــَهر کرده اند!

پــت و مـــت،پُســت گـــرفته اند!

پلنگ ِ صورتـــی،زرد شــده است!

میتــی کومــان،استعفــا داده است!

سوبــاســا،دلــّــالـــی مـــی کنــــد!

سیــمبــــا،مِشــمِشــه گـــرفته اسـت!

پروفسور بــالتازار، جعلی مدرک گرفته است!

ای کیــو ســان،مـُـدل ِ مو عوض میکند!

هـــــاچ،دنبـــال ِ مـــادرش نمـــی گردد!

ملــــوان ِ زبـــل،پــول ِ اسفنـــاج نـدارد!

دو قلـــوها،دست ِ هــم را نمـــی گیــرند!

دکــتر ارنســت،طــلاق گـــرفته اســـت!

داداش کایــکو،چـــاقو خـــورده اســـت!

رابین هـود،بــا دزد ها رفیق شده است!

پینوکیـو،به فکــر ِ جرّاحی ِِ بینی است!

زبــل خـــان،ســکــّه شکــــار میکنــد!

یــوگی،دوستـــانش را مـــی فــروشـد!

پــِـریــن،کـــارتن خـــواب شــده است!

دخترک ِکبریت فروش،فال می فروشد!

ولــی...

ولـــی چوپـــان ِ دروغگو،هنـــوز دروغ مـــی گوید

[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 22:54 ] [ حسین ] [ ]
   
کودکي ازخداپرسيد:خداياتوچي مي خوري وچي مي
 پوشي ؟ندايي دردل کودک زمزمه کرد غصه بندگانم
رامي خورم وگناه آنان رامي پوشم.

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 23:40 ] [ علی ] [ ]

ای مفتی شهر

ای مفتی شهر

از تو بیدارتریم

باز این همه مستی ز تو هوشیارتریم

تو خون كسان نوشی و

ما خون رضان

انصاف بده

كدام خون خوارتریم؟

گویند كه دوزخی بود

عاشق و مست

گویند كه دوزخی بود

عاشق و مست

گویند كسان بهشت با حور خوش است

گویند كسان بهشت با حور خوش است

من میگویم كه آب انگور خوشست

من میگویم كه آب انگور خوشست

این نقد بگیرو دست از آن نسیه بدار

خوردن ز می و شنیدن از حور خوش است

این می چه حرامیست؟

این می چه حرامیست؟

كه عالم همه زان میجوشند

یكدسته،به نابودی نامش كوشند

آنان كه بر عاشقان حرامش كردند

خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند

آن عاشق دیوانه كی خمار،مستی را ساخت؟

معشوق و شراب و می پرستی را ساخت؟

بی شك قدهی شراب نوشید و از آن سرمست شدی جهان هستی را ساخت

گویند كه دوزخی بود،

عاشق و مست

"همای مستان"

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 2:33 ] [ حسین ] [ ]

می کنم آغاز با نام علی(ع)

تا بنوشم عشق از جام علی(ع)

یا علی، مولا، تو دستم را بگیر

دست روح حق پرستم را بگیر

قلب شعرم را بده امشب خراش

یک تبسُّم زخم بر روحم بپاش

تا شوم مست تولاّی تو باز

عارف حق، از دو عالَم بی نیاز

یاری ام کن تا ز عشقت دَم زنم

شعله بر جان بنی آدم زنم

یاری ام کن، ای عدالت مرد ناب

روح احمد(ص)، همسر بانوی آب

یاری ام کن، ای مُعمّای غدیر

ای ولایت را تو مولا و امیر

یاری ام کن، ای علیّ، ای بوتُراب

شد دلم در حسرتِ وصف تو آب

یاری ام کن تا بگیرم بال و پر

پر کشم تا زخم، تا اوج خطر

یاری ام کن تا تو را پیدا کنم



ادامه مطلب
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 0:44 ] [ حسین ] [ ]
من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرم وقت ندارم
چون درگیر کسانی هستم که دوستم دارند.

[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 0:9 ] [ حسین ] [ ]

گاهی وقتا اونقدر بن بست جلو راهت سبز میشه که

دیگه کم میاری...

وفقط خدا رو صدا میکنی

تادستت رو بگیره و از این بن بست های پی در پی رهات کنه

و اونوقته که می فهمی...

چقدراشتباه کردی که یه عمر در پی یافتن رضایت پدر و مادر و دوست و آشنا بودی...

ورضایت  اونی که همیشه بی دستمزدکمکت کرده رو از دست دادی...

خدایا ..شرمسارم....

[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 9:30 ] [ حسین ] [ ]
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند . آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .
در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟ 
پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !....

پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟
پسر پاسخ داد: فکر می کنم !
پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟ 
پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا . ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند . حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست !
در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود . پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !


[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 13:37 ] [ حسین ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

Im Intrested in poem & Web Designing
ASP.Net
برچسب‌ها وب
VPN (1)
امکانات وب